اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
245
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
حتى اتى ببنى الاحرار يقدمهم اذهب اليك لقد اسرعت قلقالا [ 1 ] » خونخواهى نمىكند مگر پسر ذى يزن سالها براى كوبيدن دشمنان دريانوردى كرد نزد هرقل رفت آنگاه كه عزت خود را از دست داده بود پس آنچه مىخواست نزد او نيافت سپس بعد از هفت سال نزد كسرى رفت چه راه دورى بر خود هموار ساختى ! تا آنكه آزادزادگان را در حالى كه خود جلودار آنها بود به يمن آورد راه كشورت را در پيش گير ، چه زود جنبيدى ! « پادشاهان يمن در آغاز دولتشان بكيش بتپرستى بودند سپس بكيش يهود درآمدند و تورات را خواندند زيرا كه دانايانى از يهود نزد آنها آمدند و كيش يهودى را بانها آموختند . سلاطين يمن بجاى ديگر دستاندازى نداشتند مگر آنكه گاهى كشورى را غارت كنند سپس بكشور خود بازگردند . استانهاى كشور يمن را » مخلافها « گويند و آنها هشتاد و چهار مخلاف است به اين نامها : يحصبين [ 2 ] يكلى [ 3 ] ذمار ، طموء ، عيان ، طمام ، همل ، قدم ، خيوان ، [ سنحان ،
--> [ 1 ] در سيره ابن هشام ( ج 1 ص 69 ) يازده شعر نقل شده است ، آنگاه ابن هشام مىگويد : نقل اين اشعار از اميه صحيح است مگر شعر آخر : تلك المكارم لا قعبان من لبن شيبا بماء فعادا بعد ابوالا چه اين شعر از نابغه جعدى عبد الله بن قيس در يكى از قصائد او است . شعر مزبور در اغانى هم به نابغه نسبت داده شده ، ليكن ياقوت در معجم البلدان در ذيل » غمدان « و بغدادى در » خزانة الادب « مانند ابن اسحاق آن را گفته اميه دانستهاند ( پاورقى سيره ) . [ 2 ] البلدان ص 81 : يحصبين . مراصد الاطلاع : يحصبيين [ 3 ] يكلى نام كوهى است سياه در سرزمين عنس از قبيله مذحج و بكيل مخلافى است ( مراصد ) ولى در البلدان هم يكلى است .